کسب عایدی به قیمت تباه کردن روز های قشنگ کودکی

به گزارش وبلاگ عینک با کلاس، همه بچه ها حق دارند آموزش ببینند تا شرایط مناسب شکوفایی توانایی ها و رشد جسمی و معنوی و اخلاقی و اجتماعی آن ها فراهم گردد.

کسب عایدی به قیمت تباه کردن روز های قشنگ کودکی

به گزارش خبرنگار ، کودکی را با کار آغاز می نمایند، از کار در کف خیابان ها گرفته تا ساختمان های چند طبقه، بچه های که به جای کودکی کردن، الفبای کار را می آموزند.

چند وقتی است که هر روز صبح به سرکار می روم او را می بینم و عصر زمانی که راهی خانه می شوم او همچنان سرچهار راه ایستاده است. همه این روزمرگی ها باعث شد توجهم خیلی زیاد به او جلب گردد.

آقا؛ یک فال از من خریداری کنید. خانم توروخدا یک گل خریداری کنید. آقا، یک گل برای خانمت بگیر، هم اونو خشنود کن هم منو.... این ها جملاتی بودند که هر روز صبح ها و شب ها که می دیدمش، تکرار و سعی می کرد هر طور شده فال و گل هایش را بفروشد.

چند باری زمانی که دوستانش او را صدا زده بودند متوجه شدم اسمش علی است، چشم هایی خرمایی با مژه های بلند داشت. یک روز تصمیم گرفتم از ماشین پیاده شوم به بهانه ای که از او یک شاخه گل بخرم، پای صحبت هایش بنشینم.

سه شنبه هفته گذشته ساعت 4 عصر ماشینم را قبل از چهارراه پارک وی پارک کردم و با لبخندی که سعی می کردم از پشت ماسک هم تعیین باشد به سمتش رفتم. از او یک شاخه گل رز قرمز خواستم و گفتم: اگر امکانش هست کمی تزئینش کن. همین که نشست کنار جدول خیابان من هم کنارش نشستم. سوال هایی ازش پرسیدم اما خیلی حرف نمی زد منم هم سعی کردم مدل سوال هایم را کمی مهربان تر و صمیمی تر بپرسم شاید می توانستم بفهمم کیست و از کجا آمده. دوست داشتم برایش کاری کنم چرا که با همه بچه های سر چهارراه زمین تا آسمان فرق داشت.

بالاخره آغاز کرد به صحبت کردن گفت 14 سالش هست و از 6 سالگی کار می نماید و الان هم هر روز سر چهارراه پارک وی گل و فال می فروشد.

او ادامه داد: پدرم به علت قند زیاد اول پاهایش را قطع کردند و نمی توانست کار کند و بعد هم اجل مهلتش نداد و فوت شد. من ماندم با خواهر کوچکم و مادر و پدرعظیمم. برای تامین هزینه های زندگی مجبور به فروختن گل و فال هستم و تا کلاس دوم دبستان درس خوانده ام. به علت ناتوان و مریض بودن پدرعظیمم مجبور به کار کردن هستم. مادرم هم خانه دیگران را تمیز می نماید اما جواب خرج ما را نمی دهد، به این علت تصمیم گرفتم من هم کار کنم و درس و مدرسه را کنار گذاشتم تا پا به پای مادرم مشغول به کار و فعالیت شوم.

این حرفها، حرف هایی بود که نشان می داد نه خودش بلکه دوستانش هم شرایطی تقریبا مشابه او دارند و برای برطرف کردن معیشت خانواده شان در سنین پایین، تن به کار کردن داده اند. این بچه ها به جای فوتبال بازی کردن، با کلمات بازی می نمایند تا احساسات بیشتری را در دیگران برانگیزند تا در این رقابت پیروز شوند. آن ها نام بچه ها خیابانی را یدک می کشند و خیابان برای بسیاری از آن ها محلی است که بیشتر وقتشان را در آن می گذرانند.

کودک کار به علت معیشت خانواده و سرپناه داشتن در محیط جامعه است و کودک خیابانی هم کودکی است که سرپناه و مامنی برای زندگی ندارد. برای تحقق آرزوهای عظیم این نان آوران کوچک، نقش نهادهای حمایتی بسیار می تواند اثرگذار باشد. متاسفانه پدیده بچه ها کار و خیابانی از معضلات شهرهای عظیم در شرایط امروز است.

حبیب الله مسعودی فرید معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با خبرنگار وبلاگ عینک با کلاس، اظهار کرد: علت این که بچه ها داخل خیابان، مشغول به کار هستند باید آنالیز گردد و یکسری اقدامات زیرساختی، زیربنایی، شناسایی و مقابله ای در این زمینه انجام گردد.

او با بیان اینکه علتش هرچه باشد، بچه ها باید به تحصیل خود بپردازند و به توانمندیشان بیفزایند تا بتوانند در آینده شغل مناسبی به دست آورند، ادامه داد: بچه ها کار در شرایطی هستند که نه تنها می توانند رشد و بالندگی داشته باشند، بلکه در معرض بسیاری از آسیب ها از جمله کاهش عزت نفس، سلامت اجتماعی و جسمی قرار می گیرند.

وی ادامه داد: مطالعات و آنالیز هایی که طی چندین سال گذشته اجرا شده است ،نشان می دهند که مقدار بیماری های جسمی و عفونت پوست ، تنفسی و سایر عفونت های دیگر در این بچه ها نسبت به بچه های هم سن و سالشان که این شرایط را ندارند بیشتر است.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: با همکاری وزارت بهداشت در استان تهران، تمام بچه های که پذیرش می شوند و قرار است که به مراکز نگهداری شبانه روزی بروند، مورد معاینه پزشکی قرار می گیرند و از لحاظ بیماری های حاد و اورژانسی که احتیاج به مداخلات سلامت و بهداشتی و درمانی دارد و هم از جهت این که علائم بیماری کرونا نداشته باشند، فعالیت می نمایند.

وی در ادامه اضافه نمود: در آیین نامه حمایتی برای دستگاه های مختلف وظایفی ذکر شده است. در ماده 80 قانون ششم برنامه توسعه آورده شده که بهزیستی مسئول بچه ها کار با هماهنگی سایر دستگاه ها است.

وی تاکید نمود: دستگاه های متعددی از جمله وزارت بهداشت، که بحث سلامت بچه ها کار، بچه های که شناسایی می شوند ویا بچه های که در مراکز بچه ها خیابانی پذیرش می شوند را برعهده دارد. نیروی انتظامی، که برای ایجاد امنیت مددکاران اجتماعی و اورژانس اجتماعی وقتی برای موضوع جذب بچه ها کار و خیابان فعالیت می نمایند، باندهایی به آن ها حمله و ایجاد مزاحمت می نمایند. به نوعی امنیت منطقه ای همکاران ما که در آنجا حضور دارند را ایجاد می نمایند.

وی توضیح داد: وزارت آموزش و پرورش برای تحصیل این بچه ها، آموزش رایگان و با کیفیتی ارائه می دهد که این، یکی از راهبردهای اساسی از 6 راهبردی است که در جهان و سازمان بین المللی کار در حوزه کار کودک مطرح می گردد.با این راه حل مناسب، شعار محو کار کودک تا سال 2025 به اسم هدف مهمی قلمداد شده است و می توانیم به این مهم برسیم و شهرداری می بایست مکان و تجهیزاتی را برای نگهداری بچه ها کار و خیابان را اختصاص دهد.

بعلاوه ندا لطفی مهیاری کارشناس آسیب های اجتماعی گفت: هرگاه فقر در جامعه افزایش یابد آمار بچه ها کار سیر صعودی پیدا می نماید، زیرا آن ها مقرون به صرفه ترین نیروی کار کم مهارت هستند که بسیار راحت در دسترس قرار می گیرند، لذا جمع آوری بچه ها کار باید منطبق با منطق باشد.

وی اضافه نمود: ما اغلب در کلانشهرها با پدیده بچه ها کار روبرو هستیم که متاسفانه به صورت مقطعی کنترل شده اند و حضورشان نه تنها به چهره شهر آسیب زده بلکه ناهنجاری های اجتماعی زیادی را هم با خود به همراه داشته است. از این نکته غافل نشویم که باید جامعه ای داشته باشیم که با کار کودک مخالف باشد نه با کودک کار و این امر مستلزم این است که دولت آغاز به برطرف فقر و بهبودی شرایط کند،لذا تا روزی که سازمان خاصی برای کنترل آسیب های اجتماعی تاسیس نگردد، در بهبود این شرایط موفقیتی حاصل نخواهد شد.

لطفی مهیاری در ادامه گفت: ما باید بتوانیم بچه ها کار را ساماندهی کنیم و طبق روال سال های گذشته از سطح شهر آن ها را جمع آوری نموده و به مراکز نگهداری انتقال داده شوند که در این امر شهرداری ها و سازمان بهزیستی و نیروی انتظامی مکلف به اجرا می باشند.

وی تاکید نمود: این افراد در بیشتر اوقات در شرایط بسیار نامطلوب از لحاظ بهداشت و تغذیه و شرایط عاطفی به سر می برند و این بهره کشی از بچه ها علاوه بر اینکه باعث شده از تجربه دوران کودکی محروم شوند و از داشتن یک زندگی سالم بی بهره بمانند با تحصیل آن ها تداخل داشته و به صورت جدی در معرض آسیب های جسمی، روحی و روانی قرار می گیرند.

وی اظهار داشت: با گذر زمان این افراد بر اساس بی توجهی ها و محروم ماندن ها به بزهکاران عظیمسالی تبدیل می شوند که ناهنجاری های بسیاری را در جامعه به وجود می آورند.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: بچه های که به کار گمارده می شوند و یا در جایی فعالیت می نمایند، در ازای انجام کاری که یک فرد عظیمسال انجام می دهد، دستمزد بسیار کمتری می گیرند. اینجا است که بسیاری از افراد از بچه ها به اسم کارگر استفاده می نمایند که هدف آن ها هم مزد کمتری است که به بچه ها می دهند.

وی تاکید نمود: یک سری مسائل زود هنگام برای بچه ها کار وجود دارد. ممکن است در معرض سوء استفاده های متعدد قرار گیرند و عزت نفسشان پایمال گردد و یا ممکن است به واسطه کاری که در خیابان دارند، ماشین به او زند. به مرور اثرات طولانی مدتی روی بچه ها کار رقم می خورد. کار کودک، اثرات دراز مدت دارد، زیرا سن بچه ها بالاتر می رود و در نتیجه بی سواد عظیم می شوند و نمی توانند مهارت های اجتماعی مناسب را یاد بگیرند و همین امر باعث می گردد که در عظیمسالی زندگی مناسبی نداشته باشند.

این معضل بیشتر اوقات به علت محرومیت بچه ها معصوم از کانون پر محبت خانواده، رخ می دهد. بچه ها خیابانی یا همان بچه ها کار با وجود این که ظاهرا با دیگر بچه ها تفاوتی ندارند، به علت نداشتن یک سرپناه امن و خانواده مهربان و با محبت در تب و تاب زندگی شهری فراموش شده اند.

روایت این بچه ها، تلخ اما داستانی واقعی از زندگی روزمره آن ها است که به جای کودکی کردن و شادی از جهان، به مردانی کوچک تبدیل شده اند که سهمشان از این جهان کار کردن در جهانی کودکی و کسب حداقل عایدی شده است.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

به "کسب عایدی به قیمت تباه کردن روز های قشنگ کودکی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کسب عایدی به قیمت تباه کردن روز های قشنگ کودکی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید